«اولیاء الله» جمع کلمه «ولیّ» است که بر وزن «فعیل» از ریشه سهحرفی «وَلْی» در زبان عربی برگرفته شده است. از لحاظ لغوی، «وَلیّ» در معنای اصلی خود به مفهوم نزدیکی و قرب اطلاق میشود. برخی از اهل لغت، ریشه این واژه را در مفهوم وقوع پدیدهای پس از پدیدهای دیگر، همراه با نوعی ارتباط ذاتی میان آن دو دانستهاند و استعمالات دیگر آن، نظیر دوستی، یاریرسانی، و پیروی را، نتایج و پیامدهای آن مفهوم اصلی نزدیکی به شمار آوردهاند. در نتیجه، معانی متعددی همچون دوستدار، رفیق، و حامی برای «ولیّ» ذکر شده است که در هر یک از آنها، نوعی رابطه قرب و اتصال میان طرفین مستتر است. از این منظر، «اولیاء الله» یک ترکیب اضافی است که به کسانی اطلاق میشود که به مرتبهای از دوستی و قرب الهی دست یافتهاند.
ذاتی بودن ولایت خداوند، مقتضی آن است که هر فردی که دارای ایمان به خدا باشد، از دایره اولیاء الله خارج نیست؛ بدینمعنا که هر مؤمنی به میزانی از این نسبت الهی برخوردار است. با این حال، درجه و مراتب اولیاء الله، دقیقاً متناسب با درجه ایمان و عبودیت آنان متغیر است. هرچند که دارندگان هر یک از مراتب ایمان، در زمره اولیاء خدا قرار میگیرند، اما آنچه در ادبیات قرآنی و تفسیری از «اولیاء الله» مدنظر است، سطح عالی این ارتباط است. در قرآن کریم، مراد از این گروه، کسانی هستند که به بالاترین درجات ایمان و عبودیت نائل آمدهاند؛ آنان انسانهای کاملی هستند که از قیودات صرفاً بشری رها شده، از ساحت قدس جبروت عبور کرده و به قدس لاهوت وارد گشتهاند و در حقیقت، موحدین حقیقی محسوب میشوند.
این گروه والا مقام، خود دارای مراتب بیشمار و نامتناهی هستند، زیرا کمال ولایت هیچگاه به نهایت نمیرسد. در حدیث قدسی نیز به عظمت ایشان اشاره شده است که: «اولیای مرا کسی جز من نمیشناسد.» در کنار این مرتبه عالی، برخی تعاریف دیگر نیز برای ولیّ وجود دارد، مانند کسی که فرشتگان با او سخن میگویند یا کارهای نیک به او الهام میشود. دستیابی به این درجه از کمال و عبودیت، این امکان را برای انسان فراهم میآورد تا به نوعی از «ولایت تکوینی» بر عالم هستی دست یابد و در آن تصرّف نماید. خداوند متعال نیز سرپرستی، تدبیر امور و هدایت دیگر انسانها را به این افراد کامل سپرده و امور عالم را تحت نظارت و مدیریت ایشان قرار میدهد.