ویکی واژه
فارسی ستاندن.
گرفتن، ستاندن
گرفتن، ستاندن
دادن
ستاندن
فارسی ستاندن.
گرفتن، ستاندن
گرفتن، ستاندن
دادن
ستاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ان کان سر کم ما قال حاسدنا فما لجرح اذا ارضاکم الم
💡 قومی که حاسدند مرا بر زبانشان آن می رود که در دل چاکر نیامدست
💡 ساکنان سده ی درگاه او خیر الانام حاسدن حضرت اعلی او شر الدواب