استنکاح
استنکاح واژهای عربیتبار است که از ریشه «نکاح» گرفته شده و در اصل به معنای طلب نکاح یا خواستن ازدواج به کار میرود. در متون لغوی، «استفعال» در این کلمه دلالت بر طلب دارد؛ بنابراین استنکاح یعنی درخواست پیوند زناشویی یا جستوجوی همسر.
این واژه بیشتر در متون قدیمی، فقهی و ادبی دیده میشود و در زبان فارسی امروز چندان رایج نیست. در برخی منابع، استنکاح معادل خواستگاری یا تقاضای ازدواج معرفی شده است. به همین دلیل، بیشتر بار معنایی رسمی و کتابی دارد و کمتر در گفتوگوی روزمره مردم به کار میرود.
به طور خلاصه، استنکاح یعنی روی آوردن به ازدواج یا طلب آن، چه در قالب خواستگاری و چه در قالب تمایل به نکاح. این واژه گرچه کاربرد عملیاش محدود شده، اما برای فهم متون کلاسیک دینی و ادبی همچنان اهمیت دارد و درک معنای آن به روشن شدن متون کهن کمک میکند.
مترادفها
ازدواج، نکاح، همسری
لغت نامه دهخدا
استنکاح. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) عقد زناشوئی بستن. ( منتهی الارب ). زن کردن خواستن. شوی کردن خواستن. نکاح کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). نکاح. || آرامیدن با زن. ( از منتهی الارب ). آرامیدن با زن خواستن.
فرهنگ معین
(اِ ت ِ ) [ ع. ] (مص م. ) عقد زناشویی بستن، طلب نکاح کردن.
فرهنگ عمید
عقد زناشویی بستن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) عقد زناشویی بستن طلب نکاح کردن.
عقد زناشوئی بستن
ویکی واژه
عقد زناشویی بستن، طلب نکاح کردن.