اسباب چینی
مترادفها
مقدماتچینی، آمادهسازی، نقشه کشیدن
متضادها
صلحجویی، آرامشبخشی
لغت نامه دهخدا
اسباب چینی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) تهیه مقدمات عملی برعلیه کسی. توطئه. و با فعل کردن استعمال شود.
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. ) توطئه.
فرهنگ عمید
ساختن و فراهم کردن دستاویز و بهانه برای گرفتار کردن و به زحمت انداختن کسی، فتنه انگیزی.
فرهنگ فارسی
تهی. مقدمات عملی علیه کسی یا کسانی توطئه.
ویکی واژه
توطئه.
جمله سازی با اسباب چینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.