ادیتور
مترادفها
ویرایشگر، ویراستار
فرهنگ معین
(اِ ) [ انگ. ] (اِ. ) ویراستار.
ویکی واژه
ویراستار.
جمله سازی با ادیتور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تعداد استادان آن بیش ا ز پنجاه تن و تعداد شاگردانش بیش از سه صد تن میرسید و همچنان دارای یک کتابخانه کوچک و یک گالری با کمیت بیش از سه صد اثر نقاشی، گرافیک و مجسمه در جنب خویش داشت در بخش تآتر نیز انکشافات قابل ملاحظه نموده بود که میتوان از نمایشنامههای پر و میته در زنجیر، مرض سفید و دهها نمایشنامه دیگر یاد نمود که اکثراً در ادیتوریم پوهنتون به معرض نمایش قرار میگرفت که دیپارتمنتهای دیگر نیز باآنها همکاری مینمودند.
💡 ادیتور مجله علمی، وظیفه دارد کیفیت مقالات ارسالی را بررسی کرده و آنها را برای چاپ در نسخه بعدی آماده کند.
💡 کار اصلی یک ادیتور در یک نشریه خبری، اصلاح ساختار جملات و اطمینان از صحت اطلاعات منتشر شده در متن است.
💡 او پس از سالها تجربه در حوزه رسانه، اکنون به عنوان ادیتور ارشد در یکی از بزرگترین خبرگزاریهای بینالمللی فعالیت میکند.