لغت نامه دهخدا
( آوردیدن ) آوردیدن. [ وَ دی دَ ] ( مص ) حمله کردن. جنگ آوری. ( برهان ). رزم دادن. نبرد. حرب و مجادله کردن.
اوردیدن. [ اَ وَ دی دَ ] ( مص ) حمله کردن. ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ) ( برهان ).
( آوردیدن ) آوردیدن. [ وَ دی دَ ] ( مص ) حمله کردن. جنگ آوری. ( برهان ). رزم دادن. نبرد. حرب و مجادله کردن.
اوردیدن. [ اَ وَ دی دَ ] ( مص ) حمله کردن. ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ) ( برهان ).
( آوردیدن ) (وَ دَ ) (مص ل. ) جنگ کردن، نبرد کردن.
( آوردیدن ) آورد کردن، جنگ کردن، نبرد کردن، پیکار کردن، حمله کردن.
( آوردیدن ) ( مصدر ) جنگ کردن با نبرد کردن با.
جنگ کردن، نبرد کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرود آوردیدندش از تخت و گاه ولیکن سوی سیت جست او پناه