آهنپوش
مترادفها
زرهپوش، فولادین
لغت نامه دهخدا
( آهن پوش ) آهن پوش. [ هََ ] ( ن مف مرکب ) آهن پوشیده. پوشیده به آهن.
- آهن پوش کردن شیروانی؛ پوشیدن آن به تنکه آهن.
فرهنگ معین
( آهن پوش ) ( ~. ) (ص مر. ) کسی که زره آهنین به تن دارد.
فرهنگ عمید
( آهن پوش ) کسی که جوشن یا خفتان آهنین بر تن کرده، آهن پوشیده.
فرهنگ فارسی
( آهن پوش ) ( اسم صفت ) آهن پوشیده آنکه سلاح آهنین پوشد.
ویکی واژه
آنچه با آهن پوشیده شده باشد.
(قدیم): ویژگی آنکه لباس یا کلاه آهنی مانند زره و جوشن و خئود میپوشد. کسی که زره آهنین به تن دارد.
جمله سازی با آهنپوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز نعل اسبان هامون وکوه آهنپوش ز گَرد گردان خورشید و ماه آهنرنگ
💡 غضنفرجوش و آهنپوش و گردونکوش و لشکرکش مصافافروز و فتحاندوز و اعداسوز و جنگاور