آهار زدن

مترادف‌ها

سفیدکاری کردن، سفید کردن

لغت نامه دهخدا

( آهار زدن ) آهار زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) آهاردن.

فرهنگ فارسی

( آهار زدن ) ( مصدر ) ( آهارد خواهد آهارد بیاهار آهارنده آهارده ) آهار زدن آهار کردن آهار مالیدن.

ویکی واژه

آهارزدن
پارچه، لباس، و مانند آنها را به آهار آغشتن. پیرهن‌های تو را جمله خود آهار زنم/... «ایرج میرزا»

جمله سازی با آهار زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بنایی که تحت عنوان بقعه شیخ احمد فهادان مشهورست، بقایای خانقاه و مسجد و بقعه‌ای است از آن شیخ احمد اسفنجردی. شیخ فخرالدین احمد و برادرش محمد از مردم اسفنجرد (منطقه اسفنجرد روستایی بوده میان عز آباد رستاق و نزدیک مجومرد که بعدها تخریب شده‌است) و مشغول به پیشه شومالی (آهار زدن پارچه شعر بافی) بوده‌اند که به علت ظلم وستم عامل آن آبادی از موطن خود هجرت کرده و به یزد آمده درمحله‌ای که فهادان نام دارد سکنی گزیدند. این دو برادر از عرفا مورد احترام بسیار مردم بوده‌اند و در کتب تاریخ یزد کراماتی چند به فخرالدین احمد نسبت داده شده‌است.

💡 پیرهن های تُرا جمله خود آهار زنم من ز آهار زدن واقفم و مستحضر

💡 وقتی معلم با صدای بلند از دانش‌آموزان خواست تا پاسخ سوالات سخت را بدهند، آن‌ها از شدت ترس و استرس شروع به آهار زدن کردند.

💡 او همیشه سعی می‌کند در مقابل مدیر شرکت احساسات واقعی خود را پنهان کند و با آهار زدن و رفتارهای نمایشی، مسائل را مخفی نگه دارد.

💡 در آن جلسه پر تنش سیاسی، نمایندگان با آهار زدن و استفاده از کنایه‌های تند، سعی داشتند بر عدم موافقت خود با طرح‌های جدید تأکید کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران