لغت نامه دهخدا
انتیمون. [ اَ] ( فرانسوی، اِ ) انتیموان. رجوع به انتیموان شود.
- انتیمون مقیی؛ عبارتست از طرطرات پتاس و انتیمون. ( ناظم الاطباء ).
انتیمون. [ اَ] ( فرانسوی، اِ ) انتیموان. رجوع به انتیموان شود.
- انتیمون مقیی؛ عبارتست از طرطرات پتاس و انتیمون. ( ناظم الاطباء ).
= آنتیموان
انتیمون: فلزی سفیدودرخشنده متمایل برنگ آبی، کاربرد آن درطب وداروسازی وساخت حروف چاپخانه است
( اسم ) فلزیست سفید و درخشان متمایل برنگ آبی. وزن مخصوص آن تقریبا ۶/۸ و در حدود ۶۳٠ درجه ذوب میشود.
انتیموان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همایند کانیشناسی (پارانژ) آن آلمونیت - آنتیمون- آرژنت- پرستیت- گالن- اسفالریت- کلوآنتیت است
💡 داروهای مبتنی بر آنتیموان، مانند مگلومین آنتیمونیات، نیز داروهای انتخابی برای درمان بیماری سالک در حیوانات اهلی محسوب میشوند. علاوه بر دارا بودن شاخصهای درمانی پایین، داروها حداقل مغز استخوان را در خود جای میدهند، جایی که برخی از آمیستگوتهای لیشمانیا در آن ساکن هستند و بهبود بیماری - به ویژه فرم احشایی - بسیار دشوار است.آنتیموان عنصری به عنوان قرص آنتیموان یک بار به عنوان دارو استفاده میشد. دیگران میتوانند پس از بلع و از بین بردن مجدداً از آن استفاده کنند.