لغت نامه دهخدا
( آموختگی ) آموختگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) اُنس. خوی گرفتگی.
( آموختگی ) آموختگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) اُنس. خوی گرفتگی.
( آموختگی ) عمل و حالت آموخته خوی گرفتگی معتادی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آغاز دههٔ ۱۹۶۰ و پایان ۱۹۷۰ او نخستین زنی بود که نوشتهها و چکامههای عربی اش از رادیوی ملی پخش میشد. پس از بیماری پدرش، این کار وسیلهای برای حمایت از خانوادهٔ آنها بود. احلام در سال ۱۹۷۳ مدرک دانشآموختگی اش (لیسانس) را در رشتهٔ ادبیات عرب از دانشگاه جامعة الجزائر - بن یوسف بن خدة دریافت کرد و در همان سال نخستین مجموعهٔ شعری اش با نام علی مرفأ الأیام را منتشر کرد.
💡 پیشزمینههای دگرگونیها در ادبیات داستانی نوین ایران به انقلاب مشروطیت، گسترش روزنامهنگاری، ترجمهٔ آثار ادبی اروپایی، دانشآموختگی نسلهایی از دانشجویان ایرانی در اروپا وابسته دانستهاند.