آفتاب لب بام
مترادفها
خورشید بر لبه پشتبام
ویکی واژه
آفتابلببام
(گفتگو): فرد پیری که در شُرف مرگ و نابودی است؛ سالخورده نزدیک به مرگ. دار و ندار من برای شما چند نفر اولاد است... والّا از من گذشته و آفتاب لب این بامم. «نظامالسلطنه»
جمله سازی با آفتاب لب بام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرصتت باد که سر در سر کارت کردیم آفتاب لب بامیم شبستان ترا
💡 در هنگام غروب خورشید، تماشای منظره زیبایی که با تابش آفتاب لب بام بر کوهستانها ایجاد میشود، آرامش عجیبی به روح انسان میبخشد.
💡 شاعر با توصیف زیبای آفتاب لب بام، سعی کرده است تا حس دلتنگی و پایان یک روز طولانی را در ذهن خواننده به خوبی القا کند.
💡 وقتی آفتاب لب بام شد، سایههای بلند درختان بر روی زمین پهن شدند و آرامش شب کمکم جایگزین هیاهوی گرم و پرجنبوجوش روز شد.