نوشین لب

لغت نامه دهخدا

نوشین لب. [ ل َ ] ( ص مرکب ) نوش لب. نوشین دهان:
او سمن سینه و نوشین لب و شیرین سخن است
مشتری عارض و خورشیدرخ و زهره نقاب.فرخی.ز نوشین لب خویش بگشاد بندنظامی. یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان
بحث سرّ عشق و ذکر حلقه عشاق بود.حافظ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نوش لب: (( ساقی نوشین لب ) ).

فرهنگ اسم ها

اسم: نوشین لب (دختر) (فارسی)
معنی: نوش لب، دارای لبی شیرین، شیرین لب

جمله سازی با نوشین لب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوش آن دم که نوشین لب باده‌نوش گهی نیش یادت کند گاه نوش

💡 بگو با دلبر محمل نشینم که ای نوشین لب شیرین شمایل

💡 دگر باره نوشابهٔ هوشمند ز نوشین لب خویش بگشاد بند

💡 آن کس کز آب حیوان هر جا سوال کردی نوشین لب تو دیده لب از سوال بسته

💡 شب دوشین بت نوشین لب من چو می کرد از برم عزم جدایی

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز