لب ترکاندن

مترادف‌ها

خندیدن، قهقهه زدن

متضادها

گریه کردن

لغت نامه دهخدا

لب ترکاندن. [ ل َ ت َ / ت َ رَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداوم عوام، سخن گفتن. مطلبی را اظهار کردن: تا لب ترکاندم...

فرهنگ معین

( ~. تَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) سخن گفتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) سخن گفتن: تالب ترکاندم...

ویکی واژه

(عا.)
سخن گفتن.

جمله سازی با لب ترکاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ۲۲ بهمن ۱۳۹۱ در حین سخنرانی علی لاریجانی در قم، با شعارهایی علیه لاریجانی و برهم زدن مجلس، مراسم را ناتمام گذاشتند. این مسئله با واکنش سیاسیون مواجه شد. گزارش مجلس از این ماجرا، آن را سازماندهی شده خواند. در شب قبل پیامکهایی با جملات تحریک‌آمیز منتشر شد. برای نمونه: «برادرانی که امشب پایهٔ ترکاندن هستند، عدد ۱ را به همین شماره پیامک کنند!» و «ترکاندن در تخصص ماست! همه بدانند.» و «برادران امشب کم ترکاندیم، چون موقعیت لو رفته بود، ولی باز هم تشکر!»

💡 برای تخلیه تاول‌های بزرگتر (و یا با رشد سریعتر) می‌توان از یک قیچی استریل شده جهت برش تاول استفاده نمود و در کودکان می‌توان ترکاندن تاول را بعد از خواب او انجام داد.

💡 در آن فیلم کلاسیک قدیمی، قهرمان داستان در پایان داستان با تمام احساس خود لبِ معشوقش را ترکاند که صحنه‌ای بسیار تأثیرگذار بود.

💡 او از شدت خشم و هیجان، حرف‌هایی را میان جمعیت لب ترکاند که باعث شد همه ساکت شوند و به حرف‌های او گوش دهند.

💡 در داستان‌های عاشقانه کلاسیک، شاعران همیشه از لحظه‌ای که دو عاشق لب بر هم می‌گذارند و لب می‌ترکانند، با کلمات زیبا یاد می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران