آزمون کردن

مترادف‌ها

امتحان کردن، آزمایش کردن

ویکی واژه

آزمون‌کردن
استفاده کردن از روشی برای رسیدن به پاسخ درست یا نتیجه رضایت‌بخش با بررسی و سنجش راه‌ها یا نظریه‌های مختلف و تأثیر دادن خطای حاصل از هر آزمون به منظور اصلاح آن راه یا نظریه، و اتخاذ روش بعدی.
(قدیمی): امتحان کردن.

جمله سازی با آزمون کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روزی پیش فرعون بازی میکرد و قضیبی در دست داشت. در میان بازی قضیب بر سر فرعون زد فرعون در خشم شد و همّت قتل وی کرد. آسیه گفت: صبیّ صغیر لا یعقل شیئا. آن گه او را آزمون کردند بجوهر و آتش و تمامی قصّه در سورت طه گفته آمد.

💡 معلمان در کلاس درس از روش‌های مختلف برای آزمون کردن میزان یادگیری دانش‌آموزان و سنجش سطح دانش آن‌ها در موضوعات مختلف استفاده می‌کنند.

💡 مهندسان قبل از تولید انبوه هر محصول جدید، ساعت‌ها زمان صرف آزمون کردن دقت و کیفیت قطعات در شرایط بسیار سخت و دشوار می‌کنند.

💡 روانشناسان با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد، به آزمون کردن ویژگی‌های شخصیتی افراد می‌پردازند تا بتوانند تحلیل‌های دقیقی از رفتارهای آن‌ها ارائه دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران