آزموده کار
مترادفها
با تجربه، کارکشته، خبره
متضادها
بیتجربه، تازهکار، نابلد
لغت نامه دهخدا
( آزموده کار ) آزموده کار. [ زْ / زِ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) در تداول عوام، آزموده. مُجرّب.
فرهنگ فارسی
( آزموده کار ) ( صفت ) مجرب آزموده.
مجرب
ویکی واژه
آزمودهکار
کار آزموده، کهنه کار. مجرب. وارو واژه کار آموزده.
آزمودهکار بازی نمیخورَد.
جمله سازی با آزموده کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کاری نمیکنی که بجائی رساندت ای آزموده کار چه بیکار بودهای
💡 مدیر جدید شرکت برای مدیریت پروژههای بزرگ، به دنبال یک فرد آزموده کار بود که بتواند بحرانهای اقتصادی را با دقت مدیریت کند.
💡 در زمان بروز مشکلات فنی در کارخانه، تنها مهندس آزموده کار توانست با دانش و تجربه خود، دستگاههای آسیبدیده را دوباره راهاندازی کند.
💡 ما برای انجام این کار حساس، حتماً باید با یک متخصص آزموده کار مشورت کنیم تا از بروز اشتباهات احتمالی در آینده جلوگیری شود.