آزرده کردن
مترادفها
رنجاندن، آزار دادن، ناراحت کردن
متضادها
خوشحال کردن، شاد کردن، تسلی دادن
لغت نامه دهخدا
( آزرده کردن ) آزرده کردن. [ زَ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )رنجانیدن: آزرده کردن بوعبداﷲ از همه زشت تر بود. ( تاریخ بیهقی ). || خستن به نیش:
آزرده کرد کژدم غربت جگر مرا
گوئی زبون نیافت ز گیتی مگر مرا.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
( آزرده کردن ) ( مصدر ) ۱ - رنجانیدن رنجه کردن. ۳ - غضب کردن خستن.
رنجانیدن
ویکی واژه
آزردهکردن
رنجاندن. مبادا... چیزی به او بگویی و آزردهاش کنی. «شهری»
جمله سازی با آزرده کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون افشین بنشست، بخشم امیر المؤمنین را گفت: خداوند دوش دست من بر قاسم گشاده کرد، امروز این پیغام درست هست که احمد آورد که او را نباید کشت؟ معتصم گفت: پیغام من است، و کی تا کی شنیده بودی که بو عبد اللّه از ما و پدران ما پیغامی گزارد بکسی و نه راست باشد؟ اگر ما دوش پس از الحاح که کردی، ترا اجابت کردیم در باب قاسم، بباید دانست که آن مرد چاکرزاده خاندان ماست، خرد آن بودی که او را بخواندی و بجان بر وی منّت نهادی و او را بخوبی و با خلعت باز خانه فرستادی. و آنگاه آزرده کردن بو عبد اللّه از همه زشتتر بود. و لکن هرکسی آن کند که از اصل و گوهر وی سزد، و عجم عرب را چون دوست دارد، با آنچه بدیشان رسیده است از شمشیر و نیزه ایشان؟ بازگرد و پس ازین هشیارتر و خویشتندارتر باش.
💡 دو لعبت باز را بیپرده کردند ره سرمه به میل آزرده کردند
💡 هدف اصلی یک انسان با شخصیت، هرگز آزرده کردن دیگران با کلمات تند و رفتار ناشایست در هنگام بحثهای داغ و حساس اجتماعی نبوده است.
💡 او همیشه تلاش میکرد تا با رعایت ادب و احترام، از آزرده کردن احساسات حساس اطرافیانش در موقعیتهای مختلف و جمعهای خانوادگی خودداری کند.
💡 آزرده کردن قلب انسانها با قضاوتهای بیمورد، یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که ممکن است در روابط اجتماعی و دوستانه با دیگران مرتکب شویم.