غمناک کردن
مترادفها
غمگین کردن، اندوهگین کردن، افسرده کردن
متضادها
شاد کردن، مسرت بخشیدن
لغت نامه دهخدا
غمناک کردن. [ غ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اندوهگین کردن. غمگین کردن:
ای دل چو زمانه میکند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت.خیام.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) اندوهگین کردن غمگین ساختن.
جمله سازی با غمناک کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سیاوش قمیشی عاشق فصل پاییز و باران و گلها و درختها و حیوانات است. در اکثر آثار او این عناصر نیز به چشم میخورند. او بیش از هرچیز عاشق حرفهٔ آهنگسازی و کار در استودیو است. او به نقاشی و نویسندگی نیز علاقهمند است اما هیچگاه در این دو عرصه فعالیتی نداشته است. او در خانه خودش گلدانهایی دارد که بسیار به آنها میرسد و آنها را دوست دارد. همچنین به سگها و گربهها بسیار علاقه دارد. سیاوش قمیشی غم را بهخاطر عمق زیادش دوست دارد اما برخلاف فضای غمناک بیشتر آهنگهایش، انسانی شاد، امیدوار و شوخطبع است. او حال و هوای آهنگهایش را ناشی از شعر آنها میداند. او سادگی و صداقت را از ویژگیهای موسیقی و خصوصیات رفتاری خودش میداند. سیاوش بیشتر وقت خود را در خانه میگذراند. شبها تا دیروقت بیدار است و به موزیک گوش کردن و کتاب خواندن و ساز زدن (بیشتر به شکل بداههنوازی) مشغول است.