کوژ کردن

لغت نامه دهخدا

کوژ کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تعویج. ( زوزنی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). خم کردن. || پشت خمیده کردن. خمیده قامت کردن:
مرا روزگار این چنین کوژ کرد
دلی بی امید و سری پر ز درد.فردوسی.رجوع به کوژ شود.

فرهنگ فارسی

تعویج. خم کردن یا پشت خمیده کردن

جمله سازی با کوژ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عدسی چشم، یک عدسی همگرای دو کوژ بزرگ است که از ماده‌ای ژله‌مانند، انعطاف‌پذیر و شفاف ساخته شده‌است. ضریب شکست عدسی چشم تقریباً ۱٫۴۱۳ است. این عدسی با خم کردن پرتوهای نور، آن‌ها را در پشت چشم متمرکز می‌سازد. ماهیچه‌های چشم هنگامی که اجسام دور را می‌بینیم، عدسی‌ها را می‌کشند و تخت‌تر (نازک‌تر) می‌کنند. هنگام دیدن اجسام نزدیک هم، عدسی‌ها را ضخیم‌تر می‌کنند.

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز