آرایش کرده
مترادفها
آراسته، مزین، زینتیافته
متضادها
ساده، بیزیور، ژولیده
ویکی واژه
آرایشکرده
آنکه چهره و موی خود را با مواد و وسایل آرایشی آراسته مرده است. بزک کرده.
(گفتگو): آراسته شده، بزک شده. صورت آرایش کرده.
جمله سازی با آرایش کرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دختران و زنان بدحجاب، خاکریز دشمن و سربازِ پیادهنظام آمریکا هستند… هرگاه زن و دختر بدحجاب آرایش کرده در برابر جوانی قرار میگیرد او را از مسیر دین خارج کرده و به مسیر فساد میکشاند و از این راه دشمن به هدف خود میرسد و این افراد بدحجاب چه بخواهند و چه نخواهند خاکریز اول جنگ نرم دشمن هستند و جبهه او را تغذیه میکنند.