آب از سر گذشته
مترادفها
دیر شده، فاتحهاش خوانده شده
ویکی واژه
آبازسرگذشته
(گفتگو): آنکه به نهایت بیچارگی، بدبختی، ناامیدی رسیده باشد. او با حالت آدمهای آب از سر گذشته وامیدارد. «دیانی»
جمله سازی با آب از سر گذشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو را خاکی است خاک از در گذشته مرا آبی است، آب از سر گذشته
💡 چو آب از سر گذشته واله و مست زدم زان رخنه ها در رخنه ای دست
💡 وقتی متوجه شدیم که تمام فرصتهای طلایی برای سرمایهگذاری از دست رفته است، فهمیدیم که دیگر کار از کار گذشته و آب از سر گذشته است.
💡 او سعی کرد با عذرخواهیهای مکرر شرایط را ترمیم کند، اما دیگر دیر شده بود و همه میدانستند که واقعاً آب از سر گذشته است.
💡 در مدیریت بحران، اگر اقدامات لازم به موقع انجام نشود، زمانی به خود میآییم که دیگر هیچ راهکاری باقی نمانده و آب از سر گذشته است.