vociferation
🌐 سر و صدا
اسم (noun)
📌 فریاد پر سر و صدا؛ غوغا
جمله سازی با vociferation
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The vociferation from the hallway made it hard to focus.
سر و صدای راهرو تمرکز را سخت میکرد.
💡 They were immediately pierced by numerous swords, amid the most frightful vociferations.
آنها بلافاصله با شمشیرهای متعدد، در میان ترسناکترین فریادها، سوراخ سوراخ شدند.
💡 The script calls for sudden vociferation to break the scene’s calm.
فیلمنامه، فریادهای ناگهانی را برای شکستن آرامش صحنه میطلبد.
💡 But my brothers grew very angry with me, and the wilderness rang with their loud vociferations, so that I began to feel as if I were very wicked, although unable to perceive my error.
اما برادرانم از من بسیار خشمگین شدند و صدای بلندشان بیابان را پر کرد، طوری که احساس کردم خیلی شرور هستم، هرچند قادر به درک اشتباهم نبودم.
💡 For the time, thou wouldst have to undergo the disorder of his drunkenness, his vociferations, his folly.
برای مدتی، تو میبایستی اختلال مستی، داد و بیداد و حماقت او را تحمل کنی.
💡 After a minute of vociferation, the chair restored order.
بعد از یک دقیقه سروصدا، رئیس جلسه نظم را برقرار کرد.