vitrescent

🌐 شیشه‌ای

همان vitrescent؛ «شیشه‌ای‌شونده»، دارای تمایل به تبدیل‌شدن به حالت شیشه‌ای یا پیدا کردن جلای شیشه‌ای (در مواد معدنی/سرامیک).

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 مستعد تبدیل شدن به شیشه

📌 قابلیت تبدیل شدن به شیشه

جمله سازی با vitrescent

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The chemist described a viˈtrescent transition right before full vitrification.

این شیمیدان، گذار شیشه‌ای را درست قبل از شیشه‌ای شدن کامل توصیف کرد.

💡 Under heat, the glaze turned viˈtrescent, softening toward a glassy sheen.

لعاب در اثر حرارت، به حالت شیشه‌ای درآمد و نرم شد و به درخشندگی شیشه‌ای رسید.

💡 A viˈtrescent edge crept across the slag as the furnace cooled.

با سرد شدن کوره، لبه‌ای شیشه‌ای روی سرباره خزید.