untaught
🌐 بی سواد
فعل (verb)
📌 گذشتهٔ ساده و اسم مفعول undeach.
صفت (adjective)
📌 آموخته نشده؛ تعلیم داده نشده؛ با آموزش کسب نشده؛ طبیعی
📌 آموزش ندیده یا تحصیل نکرده؛ ساده لوح؛ نادان
جمله سازی با untaught
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Instead, it was pushed down, unremembered and untaught until efforts decades later started bringing it into the light.
در عوض، آن را به حاشیه راندند، فراموش کردند و آموزش ندادند تا اینکه دههها بعد تلاشهایی برای آشکار کردن آن آغاز شد.
💡 Many leaders rely on untaught instincts shaped by mentors.
بسیاری از رهبران به غرایز آموزشندیدهای که توسط مربیان شکل گرفتهاند، تکیه میکنند.
💡 The untaught parts of grammar show up in awkward emails.
بخشهای آموزشندیدهی دستور زبان در ایمیلهای ناشیانه ظاهر میشوند.
💡 Curiosity fills gaps left untaught in any curriculum.
کنجکاوی، خلاهای آموزش داده نشده در هر برنامه درسی را پر میکند.
💡 Advocates say that left untaught, teens and young adults may turn to questionable sources, such as TikTok or YouTube videos.
مدافعان میگویند اگر نوجوانان و جوانان آموزش نبینند، ممکن است به منابع مشکوکی مانند تیکتاک یا ویدیوهای یوتیوب روی بیاورند.
💡 Instead, it was pushed down, unremembered and untaught until efforts decades later started bringing it into the light.
در عوض، آن را به حاشیه راندند، فراموش کردند و آموزش ندادند تا اینکه دههها بعد تلاشهایی برای آشکار کردن آن آغاز شد.