transmarine

🌐 فرادریایی

آن‌سوی دریا، فرادریایی؛ متعلق یا منسوب به سرزمینی در آن طرف دریا/اقیانوس.

صفت (adjective)

📌 بودن در سمت مقابل دریا یا اقیانوس یا آمدن از سمت مقابل آن.

📌 بودن یا عبور از دریا یا اقیانوس.

جمله سازی با transmarine

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Insurance on transmarine shipments fluctuates with storm cycles.

بیمه محموله‌های دریایی با چرخه‌های طوفان تغییر می‌کند.

💡 A transmarine cable linked the island to mainland bandwidth.

یک کابل فرادریایی، جزیره را به پهنای باند سرزمین اصلی متصل می‌کرد.

💡 Transmarine, trans-ma-rēn′, adj. across or beyond the sea.

فرادریایی، trans-ma-rēn′، صفت. آن سوی دریا یا فراتر از آن.