transelement

🌐 عنصر انتقالی

«ترانس‌الِمنت / فراترعنصری»؛ در فلسفهٔ دین گاهی برای توصیف رابطه‌ای که از محدودهٔ عناصر/عوامل معمول فراتر می‌رود؛ واژه بسیار تخصصی و کم‌کاربرد.

فعل (با مفعول استفاده می‌شود) (verb (used with object))

📌 تغییر دادن عناصر؛ تبدیل کردن

جمله سازی با transelement

💡 The ritual sought to transelement grief into service.

این آیین در پی آن بود که غم و اندوه را به خدمت تبدیل کند.

💡 Alchemists dreamed to transelement base metals into gold.

کیمیاگران رویای تبدیل فلزات پایه به طلا را در سر می‌پروراندند.

💡 Myths often transelement bodies into clouds, trees, or stars.

اسطوره‌ها اغلب اجسام عنصری را به ابرها، درختان یا ستارگان تبدیل می‌کنند.