sweltry

🌐 گرم و سوزان

(قدیمی/ادبی) گرم و دم‌کرده؛ شبیه sweltering ولی بیشتر در متن‌های قدیمی.

صفت (adjective)

📌 داغ، جلز و ولز کردن، بریان کردن؛ سوزان و گداخته

جمله سازی با sweltry

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 A sweltry heat settled over the valley before the storm.

قبل از طوفان، گرمای سوزانی بر دره حاکم شد.

💡 O horrible those sweltry places are, Where the sun comes so close, it makes the earth Burn in a frenzy of breeding,—smoke and flame Of lives burning up from agoniz'd loam!

آه، چه وحشتناکند آن مکان‌های گرم و سوزان، جایی که خورشید چنان نزدیک می‌شود که زمین را در جنون تولید مثل می‌سوزاند - دود و شعله‌ی زندگی‌هایی که از گِلِ رنج‌دیده می‌سوزند!

💡 The day was intensely hot, and at that early hour the fierce fire of the sun had rendered the atmosphere sweltry and oppressive.

روز به شدت گرم بود و در آن ساعات اولیه، آتش سوزان خورشید، هوا را گرم و طاقت‌فرسا کرده بود.

💡 They picnicked under pines during a sweltry spell in July.

آنها در یک دوره گرم و سوزان ماه ژوئیه، زیر درختان کاج پیک نیک کردند.

💡 At last they came out of the sweltry dining-halls into the fresh evening of Lilar, into the open air and freedom.

بالاخره از سالن‌های غذاخوری گرم و شرجی بیرون آمدند و به عصر تازه‌ی لیلار، به هوای آزاد و آزادی رسیدند.

💡 The sweltry night made sleeping without a fan impossible.

گرمای شدید شب، خوابیدن بدون پنکه را غیرممکن می‌کرد.