spreathed
🌐 پخش شده
ترکخورده و ملتهب (لهجهای بریتانیایی)؛ پوستی که بهعلت سرما/رطوبت زبر، ترکخورده و دردناک شده است.
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 گویش، زخمی؛ ترک خورده
جمله سازی با spreathed
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The heraldic crest was spreathed with laurel, an archaic phrasing noted in the catalog.
نشان سلطنتی با برگ بو تزئین شده بود، عبارتی باستانی که در کاتالوگ به آن اشاره شده است.