shippage

🌐 شیپ پیج

هزینهٔ باربری دریایی؛ کرایه‌ای که بابت حمل بار با کشتی دریافت می‌شود.

اسم (noun)

📌 حمل و نقل تجاری کالا از طریق کشتی، راه آهن، کامیون، هواپیما و غیره؛ کشتیرانی

جمله سازی با shippage

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The invoice listed shippage separately, a small number that multiplied dramatically over distance.

فاکتور هزینه ارسال را جداگانه ذکر می‌کرد، عدد کوچکی که با افزایش مسافت، به طرز چشمگیری افزایش می‌یافت.

💡 We negotiated shippage by consolidating pallets and winning back Tuesdays.

ما با تجمیع پالت‌ها و پس گرفتن تخفیف سه‌شنبه‌ها، هزینه ارسال را مدیریت کردیم.

💡 Hidden shippage fees annoyed customers more than honest prices ever would.

هزینه‌های پنهان ارسال، مشتریان را بیش از قیمت‌های صادقانه آزار می‌داد.