pulverable
🌐 پودر شدنی
صفت (adjective)
📌 قابل پودر شدن؛ ساییدنی
جمله سازی با pulverable
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The lab handled the mineral carefully because it was unusually pulverable.
آزمایشگاه با این ماده معدنی با احتیاط رفتار کرد زیرا به طور غیرمعمولی پودر شدنی بود.
💡 A pulverable pigment allowed the artist to achieve a soft matte finish.
یک رنگدانه پودری به هنرمند اجازه میداد تا به یک پرداخت مات نرم دست یابد.
💡 Pulverable, pul′vėr-a-bl, adj. that may be reduced to fine powder—also Pul′verīsable.—adj.
قابل پودر شدن، pul′vėr-a-bl، صفت. چیزی که بتوان آن را به پودر نرم تبدیل کرد - همچنین Pul′verīsable. - صفت.