nonsighted
🌐 نابینا
صفت (adjective)
📌 فاقد چشم بینایی؛ نابینا؛ کور
جمله سازی با nonsighted
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 A navigation app offers audio directions tailored for nonsighted pedestrians, announcing curb heights, crossings, and nearby landmarks.
یک اپلیکیشن ناوبری، مسیرهای صوتی متناسب با عابران پیادهی نابینا را ارائه میدهد و ارتفاع جدول، گذرگاهها و نشانههای نزدیک را اعلام میکند.
💡 Training focused on empowering nonsighted students to advocate for accessible materials and inclusive classroom practices.
آموزش بر توانمندسازی دانشآموزان نابینا برای حمایت از مواد آموزشی قابل دسترس و شیوههای فراگیر کلاس درس متمرکز بود.
💡 The museum designed tactile exhibits so nonsighted visitors could explore sculptures through carefully supervised touch.
این موزه نمایشگاههای لمسی طراحی کرده است تا بازدیدکنندگان نابینا بتوانند مجسمهها را از طریق لمس دقیق و تحت نظارت، کاوش کنند.