multiprogramming
🌐 چندبرنامگی
اسم (noun)
📌 اجرای همپوشانی یا درهمتنیده دو یا چند برنامه توسط یک CPU واحد.
جمله سازی با multiprogramming
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 A lecture traced deadlocks to naive multiprogramming policies, introducing resource hierarchies as prevention.
یک سخنرانی، بنبستها را به سیاستهای سادهلوحانهی چندبرنامگی ربط داد و سلسلهمراتب منابع را به عنوان پیشگیری معرفی کرد.
💡 Early operating systems embraced multiprogramming to hide I/O latency behind computation.
سیستمعاملهای اولیه برای پنهان کردن تأخیر ورودی/خروجی (I/O) در پشت محاسبات، از چندبرنامگی (multiprogramming) استقبال کردند.