intuitionalism
🌐 شهودگرایی
اسم (noun)
📌 شهودگرایی
جمله سازی با intuitionalism
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Seminar debates on intuitionalism taught students to separate confidence from certainty with footnotes and empathy.
مباحث سمیناری در مورد شهودگرایی به دانشجویان آموخت که با پانویسها و همدلی، اطمینان را از قطعیت جدا کنند.
💡 The vital impulse, intuitionalism, and rhythmic flow of time in Bergson caught the fancy of the poets.
انگیزهی حیاتی، شهودگرایی و جریان موزون زمان در آثار برگسون، توجه شاعران را به خود جلب کرد.
💡 Both empiricism and intuitionalism, though in very different ways, deny the continuity of the moralizing process.
هم تجربهگرایی و هم شهودگرایی، هرچند به شیوههای بسیار متفاوت، تداوم فرآیند اخلاقیسازی را انکار میکنند.
💡 Critics of intuitionalism argue that appealing to self-evident truths can mask cultural assumptions; defenders reply that moral reasoning needs starting points not wholly derived from surveys or shifting majorities.
منتقدان شهودگرایی استدلال میکنند که توسل به حقایق بدیهی میتواند مفروضات فرهنگی را پنهان کند؛ مدافعان پاسخ میدهند که استدلال اخلاقی به نقاط شروعی نیاز دارد که کاملاً از نظرسنجیها یا اکثریتهای متغیر گرفته نشده باشند.
💡 Empiricism," he says, "is no more historic in character than is intuitionalism.
او میگوید: «تجربهگرایی به همان اندازه شهودگرایی، ماهیت تاریخی ندارد.»
💡 In aesthetics, intuitionalism privileges immediate apprehension, a stance museums cautiously incorporate through unlabelled rooms that invite first impressions before wall text.
در زیباییشناسی، شهودگرایی به درک بیواسطه اولویت میدهد، موضعی که موزهها با احتیاط از طریق اتاقهای بدون برچسب که پیش از متن دیوار، اولین برداشتها را فرا میخوانند، در خود جای میدهند.