fibrinous
🌐 فیبرین دار
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 از، حاوی، یا شبیه فیبرین
جمله سازی با fibrinous
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The specimen showed fibrinous adhesions, explaining recurrent pain episodes during activity.
نمونه، چسبندگیهای فیبرینی را نشان داد که دورههای مکرر درد را در حین فعالیت توضیح میدهد.
💡 Very intense reddening of the whole conjunctiva, with much fibrinous and purulent secretion, etc.
قرمزی بسیار شدید کل ملتحمه، همراه با ترشحات فیبرینی و چرکی فراوان و غیره.
💡 Surgeons described a fibrinous exudate coating inflamed loops of bowel, an unpleasant but informative finding.
جراحان، وجود ترشحات فیبرینی را که حلقههای ملتهب روده را پوشانده بود، یافتهای ناخوشایند اما آموزنده توصیف کردند.
💡 The second form of pneumonia associated with diphtheria is from the beginning fibrinous in character.
شکل دوم ذاتالریه مرتبط با دیفتری از ابتدا ماهیت فیبرینی دارد.
💡 Some fibrinous exudation may even organize into a membrane stretching across, and more or less completely occluding, the pupil.
حتی ممکن است مقداری تراوش فیبرینی به صورت غشایی درآید که در سراسر مردمک امتداد یافته و کم و بیش آن را به طور کامل مسدود کند.
💡 A fibrinous pericarditis can restrict heart movement, producing muffled sounds clinicians learn to hear.
پریکاردیت فیبرینی میتواند حرکت قلب را محدود کند و صداهای خفهای ایجاد کند که پزشکان یاد میگیرند بشنوند.