bodger
🌐 بوجر
۱) در اصل: نجار/چوبتراش دورهگرد که در جنگل پایهٔ صندلی و قطعات چوبی میساخت. ۲) امروز عامیانه: تعمیرکار شلخته، کسی که کار را «سَرهمبندی» میکند.
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 غیررسمی، بیارزش یا درجه دو
📌 کارگری که به طور سنتی در جنگل زندگی و کار میکرد و از قطع درختان صندلی میساخت
جمله سازی با bodger
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 His deep grief he kept to himself, and would not undermine it now with this softening hope: Bodger was dead; Luath almost certainly so; and his conviction was steady and unalterable.
او غم عمیقش را در خود نگه میداشت و اکنون با این امیدِ تسکیندهنده، آن را تضعیف نمیکرد: باجر مرده بود؛ لواث تقریباً مطمئناً همینطور بود؛ و اعتقادش راسخ و تغییرناپذیر بود.