دیکشنری کاربران - صفحه 29
- پاپي
- حديث
- تدبير
- خود كفا
- خود کفا
- درك
- شيطان
- سيران
- زبان لری
- او(مونث)
- نگاه اجمالی انداختن
- نفس به شماره افتادن
- درد و دل کردن
- از حد گذشته
- از خود بشدن
- کانتکست
- ایه 167 سوره صافات
- مدرک متوسطه
- قولاق
- اولیای دم
- تعلل ورزیدن
- تغییر جهت دادن
- لکه سفید ناخن
- حقیر کننده
- تحت کفالت
- تحریف شده
- تنوع طلب
- مراقبت سرپایی
- معتقد بودن
- وجيهه
- مغولان
- هديه
- پچلیدن
- واحد شمارش دکان
- پشتيبان
- پارتيزان
- هردمبيل
- اله بختکی
- اجرایی کردن
- گریماتور
- غیر قابل اغماض
- رنگ های گرم
- خودکشی ژاپنی
- خودگاوپنداری
- کتگوری
- کتامین
- فرزند ناخلف
- تعمیم یافتن
- تعهد اخلاقی
- وسیلت ساختن
- ماله کشیدن
- دیتیلینگ
- ارتیستون
- ارتروپود
- مايا
- مازيار
- غِذا
- رشنو (طایفه)
- حميد
- بهخودآمدن