ویکی واژه - صفحه 48
- بذی
- پارسی زبان
- بمباران کمانی
- توقد
- فرانامه
- درگزین
- عارضه
- انتهاء
- شاغل
- گنگلاج
- کشک بادنجان
- پرسبانج
- لایزال
- ضمنا
- مفخر
- فراز کشیدن
- روشنسازی
- جمعي
- تاخت کردن
- دید جلو
- بزوغ
- زودن
- سینهمالان
- بلور انباشتی
- ریاضیات محض
- بردابرد
- ذهاب
- پاده بان
- دینکرد
- غلتان
- بیدل
- خواتم
- کخ
- آدمکش
- گژدهم
- مداس
- تصویرسنجی هوایی
- عامل ۱
- روز خورشیدی ظاهری
- ظلامات
- مه سردباد
- طاقین
- شطار
- فرمولر
- مناطحه
- ضاله
- فرود آمدن
- آپاراتچی
- نوار بازکن
- اشمیت
- عجبا
- ویرانه
- ناقل دوکارکردی
- دورجانشینی
- شرط بندی
- ترکیدن
- مقصوره
- جهارت
- آستانه حس
- توزیع جهتی