لغت نامه دهخدا
شیله و پیله.[ ل َ / ل ِ وُ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) ( اصطلاح عامیانه ) سوسه. شایبه. مکر. خدعه: آدم بی شیله وپیله ای است. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شیله پیله شود.
شیله و پیله.[ ل َ / ل ِ وُ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) ( اصطلاح عامیانه ) سوسه. شایبه. مکر. خدعه: آدم بی شیله وپیله ای است. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شیله پیله شود.
(لَ یا لِ هُ. لَ یا لِ ) (اِمر. ) (عا. ) مکر، نیرنگ.
( اسم ) سوسه شلیبه مکر خدعه: آدم بی شیله و پیله ایست.
(عا.)
مکر، نیرنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با استفاده از این فرایند، کارل ویلهلم شیله اولین شیمیدانی بود که کلر را در یک آزمایشگاه جدا کرد. منگنز را میتوان با فرایند ولدون بازیابی کرد.
💡 رودخانههای هیرمند و شیله از رودخانههای این شهرستان میباشد. آب این شهرستان در گذشته از طریق حفر چاه و قنات تأمین میشدهاست و امروزه آب شرب زابل از مخازن بزرگ آب به نام چاه نیمه (که توسط رود هیرمند تغذیه میشوند) تأمین میگردد.
💡 شیله یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر سفیدابه استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، کائولینیت است.