فرهنگ معین
(فَ تِ ) (حامص. )= فرهختگی: ادب آموختگی، علم آموختگی.
(فَ تِ ) (حامص. )= فرهختگی: ادب آموختگی، علم آموختگی.
فرهیخته بودن، حالت فرهیخته.
۱ - ادب آموختگی مودبی ۲ - علم آموختگی
فرهختگی: ادب آموختگی، علم آموختگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «بهرام بیضایی همیشه شمایل فرهیختگی و دانایی بوده است.» برخی آثار نمایشی و تجسّمی بیضایی را به صورتهای گوناگون بازنمودهاند. تا سالِ ۱۴۰۲، جز در شابلونِ چهرهٔ هنرمندانِ نمایش در ایستگاهِ متروی تئاترِ شهرِ تهران و بر کاشیِ کفِ آبراهِ باغ فردوس، شمایلی از بیضایی در معابرِ عمومی نبوده است. مرتضی فرشباف نیز فیلمی تاریخی به نامِ سهراب شهید ثالث (۱۳۹۹) در دستِ ساخت داشته است که یکی از نقشهایش نقشِ جوانیِ بیضایی است.
💡 فیلسوف عارف و جستجوکننده علوم پوشیده قرن بیستم، سموئل آن وئور، تعالیم کریشنامورتی را ستایش کرد و اظهار داشت که «روح درونی» وی یک «بودا با درک بالا» بود، اگر چه فرهیختگی وی و اثر آن بر رشد معنوی او مورد تردید (برخی از) عرفاً بود. [۱۵۲]