افرنج
🌐 فرانکس
این واژه در فارسی به معنی «فرانسه / فرنگی» از راه تاریخی و زبانی وارد شده و در برخی متون به اروپاییان، خصوصاً فرانسویها، اشاره دارد. در عربی معیار هم در معنای «فرنگی» یا «اروپایی» ممکن است بهصورتهای نزدیک دیده شود، ولی خودِ این شکل بیشتر فارسیـتاریخی است.
جمله سازی با افرنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كانت المدنُ القديمة تستقبل أحيانًا تجار افرنج من موانئ بعيدة.
شهرهای باستانی گاهی اوقات پذیرای بازرگانان فرانکی از بنادر دوردست بودند.
💡 سافر التاجرُ إلى بلاد افرنج لشراء بعض المعدات الحديثة.
تاجر برای خرید برخی تجهیزات مدرن به سرزمین فرانکها سفر کرد.
💡 تحدّث المؤرخ عن رحلات افرنج في القرون الماضية إلى الشرق.
این مورخ درباره سفرهای فرانکها به شرق در قرون گذشته صحبت کرد.