يقيف

🌐 او ایستاده است

«يقيف» به احتمال زیاد صورت نادرست‌نویسی یا ضبطِ متفاوتی از فعل عربی «يَقِف» است که از ریشهٔ «وقف» می‌آید و به معنی «می‌ایستد، توقف می‌کند، می‌ماند» است. این واژه در عربی برای ایستادن فیزیکی یا درنگ‌کردن در عمل و حرکت به‌کار می‌رود. در فارسی می‌توان آن را «می‌ایستد» یا «درنگ می‌کند» معنی کرد.

جمله سازی با يقيف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عند بعض اللهجات قد يُستعمل لفظ يقيف بمعنى يوقف السيارة قرب الباب.

در برخی گویش‌ها، کلمه «یقیف» ممکن است به معنای «پارک کردن ماشین نزدیک در» به کار رود.

💡 ‬اطالق نار شغال ليل‬ ‫ونهار ما يقيف اال انا نجي نقيف‪

تیراندازی شب و روز ادامه دارد، تا من نیایم و متوقفش نکنم، متوقف نخواهد شد.

💡 السائق طلب من المساعد أن يقيف المركبة بعيدًا عن الممر المزدحم.

راننده از دستیار خواست که وسیله نقلیه را دور از خط شلوغ پارک کند.

💡 ‫خل َقتُه ّ‬ ‫قال شيخ النور‪ :‬زمان كان مبتىل يميش األسواق يقيف يف الزمحة‬ ‫وحيب العرس‪

شیخ النور گفت: من او را خلق کردم، زمانی بود که او در بازارها دوره گرد بود و در میان جمعیت می ایستاد و عاشق عروسی بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران