فيقف

🌐 او ایستاده است

این واژه یعنی «پس می‌ایستد» یا «آنگاه توقف می‌کند». «يقف» از فعل «وقف» است و به معنای ایستادن، توقف کردن یا درنگ کردن به‌کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دولا دولا

جمله سازی با فيقف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في كل مرة يصل المدير، فيقف الموظفون لاستقباله بأدب.

هر بار که مدیر از راه می‌رسد، کارمندان به نشانه ادب از جای خود بلند می‌شوند و به او سلام می‌کنند.

💡 أمام المنظر الجميل، فيقف الزائر طويلاً يلتقط الصور ويتأمل الطبيعة.

در مقابل منظره زیبا، بازدیدکننده مدت زیادی می‌ایستد، عکس می‌گیرد و در طبیعت تأمل می‌کند.

💡 ‬فيقف على شباك نافذته هنيهة يزقزق له بكلمات وال أجمل‪

لحظه‌ای کنار پنجره‌اش می‌ایستد و با زیباترین کلمات برایش چهچهه می‌کند.

💡 عند سماع الأذان، فيقف المارة لحظة احتراماً للجو الروحاني.

با شنیدن صدای اذان، رهگذران به احترام فضای معنوی حاکم، لحظه‌ای مکث می‌کنند.

💡 ‬فيقف الشعب إلى جانب حاكمه ويصبح العالم المخترع للطائرة “عدو الشعب”‪

مردم در کنار حاکم خود می‌ایستند و دانشمندی که هواپیما را اختراع کرده، به «دشمن مردم» تبدیل می‌شود.