انکار کردن

انکار کردن

انکار کردن به معنای رد یا نپذیرفتن یک واقعیت، ادعا یا احساس است این عمل می‌تواند به دلایل مختلفی انجام شود، از جمله:

حفاظت از خود: افراد ممکن است برای جلوگیری از احساس درد یا ناراحتی، واقعیت‌ های ناخوشایند را انکار کنند

عدم پذیرش مسئولیت: برخی افراد ممکن است برای فرار از مسئولیت‌ های خود، واقعیت‌ ها را انکار کنند

مقابله با تغییر: انکار می‌تواند به عنوان یک واکنش به تغییرات بزرگ در زندگی، مانند از دست دادن یک عزیز یا تغییر شغل، باشد

حفظ تصویر خود: افراد ممکن است برای حفظ تصویر مثبت از خود، واقعیت‌ هایی را که ممکن است به این تصویر آسیب برساند، انکار کنند

انکار کردن می‌تواند به صورت موقت به فرد کمک کند، اما در بلند مدت ممکن است مشکلات بیشتری ایجاد کند و فرد نیاز به مواجهه با واقعیت‌ ها و حل مسائل دارد.

لغت نامه دهخدا

انکار کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نشناختن چیزی یا کسی را. منکر شدن. خستو نبودن: انکار قول یا نوشته خود کردن؛ زیرآن زدن. نکیر. نفی. ( یادداشت مؤلف ). جحد. جحود. ( دهار ). امتناع کردن. ابا کردن. نپذیرفتن

فرهنگ فارسی

امتناع کردن وازدن ناخستو شدن.

جملاتی از کلمه انکار کردن

آن صحابی را که می غنا کرد و انکار کردن علی بر معاویه که کنیزکان مغنیه داشت و منع کردن وی مر حسن را رضی اللّه عنه از نظارهٔ آن زن حبشه که می غنا کرد و گفتی که او قرین شیطان است؛ و مانند این.

معتزله تخصیص یکی بر دیگری انکار کردن از گرویدگان و نفس تخصیص ولی نفس تخصیص نبی باشد

وجه اول: جهل گروهی است که به خدای عزوجل ایمان ندارند، چه وی را از گنجینه خیال و وهم طلب کردند و چونی و چگونگی وی جستند، چون نیافتند انکار کردند و حوالت کارها با نجوم و طبیعت کردند

ندید آن سخن را بر ایشان پسند جز انکار کردن به بانگ بلند
هر آن صاحب کتابی را بهر طور ز حقد انکار کردند اهل هر دور

برخی از وکلای موسی کاظم به‌ویژه علی بن اَبی‌حَمزهٔ بَطائِنی، زیاد بن مَروان قَندی و عثمان بن عیسی رَواسی درگذشت وی را انکار کردند و اعتقاد به این مذهب را رواج دادند.

فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم