يفوت

🌐 از دست می‌دهد

این فعل به معنی «می‌گذرد»، «از دست می‌رود»، «جا می‌ماند» یا «فرصت از دست می‌رود» است. از ریشه‌ی فوت می‌آید که مفهوم رد شدن، از دست رفتن، عبور کردن و دست نیافتن به چیزی را می‌رساند. مثلاً وقتی می‌گویند يفوت الوقت یعنی «وقت می‌گذرد» یا «زمان از دست می‌رود». گاهی هم معنی «فرصت را از دست دادن» دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 از دست دادن

📌 از خود گذشتن

📌 فرار

جمله سازی با يفوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 إذا تأخرت كثيرًا، يفوت ك القطار وتضطر إلى انتظار الرحلة التالية.

اگر خیلی دیر کنید، قطار را از دست می‌دهید و باید منتظر قطار بعدی بمانید.

💡 فٱستبقوا إلى الخير قبل أن يفوت الوقت، فالأعمال الصالحة لا تنتظر.

پس تا دیر نشده برای انجام کار نیک بشتابید، زیرا کار نیک منتظر نمی‌ماند.

💡 أحيانًا يفوت الشخص فرصة مهمة لأنه لم ينتبه في الوقت المناسب.

گاهی اوقات فرد به دلیل عدم توجه به موقع، فرصت مهمی را از دست می‌دهد.

💡 توبوا إلى الله قبل أن يفوت الأوان، فباب الرحمة مفتوح لكل من رجع.

تا دیر نشده به درگاه خدا توبه کنید، زیرا درِ رحمت به روی همه کسانی که بازگردند باز است.

💡 قاد السائق السيارة منزل إلی المطار بسرعة معتدلة لكي لا يفوت الركاب موعد الرحلة.

راننده ماشین را با سرعت متوسط به سمت خانه تا فرودگاه راند تا مسافران پروازشان را از دست ندهند.

💡 لا تجعل الغضب يفوت عليك لحظة الصفاء التي كنت تنتظرها.

نگذارید خشم، آن لحظه آرامشی را که منتظرش بودید، از شما بگیرد.

💡 الوقت يفوت بسرعة إذا انشغلنا بأمور غير مهمة.

اگر درگیر مسائل بی‌اهمیت شویم، زمان به سرعت می‌گذرد.

💡 جاء في النص القديم: انذ الرجلُ قومه من خطرٍ قريبٍ قبل أن يفوت الأوان.

در متن باستانی آمده است: آن مرد، پیش از آنکه دیر شود، قوم خود را از خطری قریب‌الوقوع آگاه کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران