يطبخ

🌐 آشپز

از ریشهٔ طبخ، به معنای «می‌پزد، آشپزی می‌کند، غذا آماده می‌کند» است. این فعل برای پختن غذا با حرارت یا آماده‌سازی خوراک به‌کار می‌رود. مثلاً «يطبخ الطعام» یعنی «غذا را می‌پزد».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آشپز

📌 خورش ها

📌 خورش برای

جمله سازی با يطبخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 إذا لم يطبخ الطعام جيدًا، قد يقرص الفلفل الحار اللسان بقوة عند التذوق.

اگر غذا به درستی پخته نشود، فلفل چیلی ممکن است هنگام چشیدن، زبان را به شدت بسوزاند.

💡 ما أعرفه أن (ريجي) يطبخ بضاعتهم... هذا كل ما سمعت به

فقط می‌دونم که رجی غذاهای اونا رو می‌پزه... فقط همینو شنیدم.

💡 بينما كان يطبخ وجبة العشاء للرهبان، شئ غريب حدث له.

وقتی داشت برای راهبان شام می‌پخت، اتفاق عجیبی برایش افتاد.

💡 البروفسور كان يطبخ مع بعض النار الخطره بوجود هذه البطاريات.

پروفسور در حضور این باتری‌ها با آتش خطرناکی آشپزی می‌کرد.

💡 عندما تتأخر الأم، يطبخ الأب شيئًا بسيطًا حتى لا يبقى الأطفال جائعين.

وقتی مادر دیر می‌کند، پدر چیزی ساده می‌پزد تا بچه‌ها گرسنه نمانند.

💡 أنا لا أعرف، الصراخ في قاعة الخدم والمغنية التي تتحدث مع سيادته والخادم الذي يطبخ العشاء.

نمی‌دانم، فریادهای توی سالن خدمتکاران، خواننده‌ای که دارد با اعلیحضرت صحبت می‌کند، و خدمتکاری که دارد شام می‌پزد.

💡 الرجل العصري غالباً ما يُرى وهو يطبخ وجبات صحية ويستمتع بالحياة المنزلية.

انسان مدرن اغلب در حال پختن غذاهای سالم و لذت بردن از زندگی در خانه دیده می‌شود.

کلمات مرتبط