وقدماي
🌐 پاهای من
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و پاهایم را
📌 و پاها
📌 و پای من
جمله سازی با وقدماي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقفتُ على السلمِ العالي، وكانت وقدماي ترتجفان قليلًا من الخوفِ.
روی نردبان بلند ایستاده بودم و پاهایم از ترس کمی میلرزید.
💡 بعدَ المشيِ الطويلِ في السوقِ، أوجعتني وقدماي من شدةِ التعبِ.
بعد از مدت زیادی پیادهروی در بازار، پاهایم از شدت خستگی درد میکرد.
💡 في نهايةِ السباقِ، لم أعد أشعرُ وقدماي بسببِ الجهدِ الكبيرِ.
در پایان مسابقه، به دلیل تلاش زیاد، دیگر نمیتوانستم پاهایم را حس کنم.
💡 كنت سعيدا جدا ّ حتّى إنّني كنت أنهض من فراشي صباحا وقدماي تؤلماني من كثرة ما لهوت بها!
آنقدر خوشحال بودم که صبحها با پاهایی که از بازی کردن زیاد با آنها درد میگرفتند، از رختخواب بیرون میآمدم!
💡 اتكأت الى السرير وقدماي تالمس األرض مددت ظهري وكنت أراقب ديكور السقف في غرفتي
به پشتی تخت تکیه دادم و پاهایم زمین را لمس کرد، کمرم را دراز کردم و به تزئینات سقف اتاقم نگاه کردم.