قدماه
🌐 پاهایش
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پاهایش
📌 پاچههایش
📌 آنها داده اند
جمله سازی با قدماه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رأى الطفل البل على الأرض فابتعد سريعًا كي لا تنزلق قدماه.
کودک توپ را روی زمین دید و به سرعت از آن دور شد تا پاهایش لیز نخورد.
💡 ارتبكت قدماه قليال ومىش بخطوات فيها نكهة الحامس
پاهایش کمی میلرزیدند و قدمهایش نشان از اضطراب داشت.
💡 منذُ ْ وطئت قدماه أرض أستراليا عوده أغاني الحظ كثيرون مواهب الفتى الشابّ
از زمانی که پایش به خاک استرالیا رسید، سرودهای شانس او دوباره سر برآوردهاند؛ این پسر جوان استعدادهای زیادی دارد.
💡 جلسَ بصمتٍ وهو يفركُ قدماه بعدَ رحلةٍ طويلةٍ على الطريقِ.
او پس از سفری طولانی در جاده، در سکوت نشسته بود و پاهایش را میمالید.
💡 كانت قدماه ترتجفان من البردِ عندما دخلَ إلى الغرفةِ الدافئةِ.
وقتی وارد اتاق گرم شد، پاهایش از سرما میلرزید.
💡 ورحم الله والديك على كل ما قدماه من خيرٍ للناس.
خدا پدر و مادرت را رحمت کند به خاطر همه خوبیهایی که به مردم کردهاند.