وغیر

🌐 و دیگران

همان «غیر» است و معنای آن جز، به‌جز، متفاوت از می‌باشد. این واژه در کاربرد روزمره و ادبی برای استثنا، نفیِ همانندی، یا بیان تفاوت استفاده می‌شود. مثلاً «غیرِ این» یعنی «به‌جز این».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و

جمله سازی با وغیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يفضّل الحكماء أن يكون واملديح صادقًا وغير متكلّف.

افراد عاقل ترجیح می‌دهند که ستایش صادقانه و بی‌تکلف باشد.

💡 كلامه كان مدببرد وغير واضح، فطلبوا منه إعادة الشرح.

صحبت‌هایش نامفهوم و بریده‌بریده بود، بنابراین از او خواستند دوباره توضیح دهد.

💡 اهتمّ المصوّر بأن تظهر وجهک مالمح طبيعية وغير متكلّفة أثناء التصوير.

عکاس مطمئن شد که چهره شما در طول عکاسی طبیعی و بی‌تکلف به نظر برسد.

💡 ظهرَت كلمة واملايس في الوثيقة القديمة بشكلٍ غريبٍ وغير واضح.

کلمه «واملایس» در سند قدیمی به شکلی عجیب و نامشخص ظاهر شده است.

💡 في بعض لهجات العرب تُستعمل كلمةُ ادط في الكلام اليومي بشكلٍ محدودٍ وغير رسمي.

در برخی از گویش‌های عربی، کلمه «عادت» در گفتار روزمره به صورت محدود و غیررسمی به کار می‌رود.

💡 توقفتُ عند كلمة مبتس في النص، لكنها بدت غريبة وغير مألوفة في العربية الفصحى.

من روی کلمه «مبتس» در متن مکث کردم، اما در عربی کلاسیک عجیب و ناآشنا به نظر می‌رسید.

💡 في المحادثة اليومية، يبدو هذا التعبير معفًا وغير واضحٍ للسامع.

در مکالمات روزمره، این عبارت برای شنونده مبهم و نامفهوم به نظر می‌رسد.

💡 كان ردّه ممع ًا وغير واضح، فطلب منه المدير شرحًا أدق.

پاسخ او مبهم و نامفهوم بود، بنابراین مدیر از او توضیح دقیق‌تری خواست.

💡 كانت الحواف مستض وغير واضحة، لذلك احتاج الرسام إلى إعادة التلوين.

لبه‌ها تار و نامشخص بودند، بنابراین نقاش نیاز داشت که آنها را دوباره رنگ‌آمیزی کند.

💡 ظهرت كلمة مفة في الهامش بخط صغير وغير واضح أثناء الفحص.

کلمه «مُفح» در حاشیه، با حروف کوچک و نامفهوم در طول امتحان ظاهر شد.