وَعَدَهُ
🌐 بهش قول داده بود
دیکشنری عربی به فارسی
📌 وعده او
📌 حرف او
📌 به او قول داده بود
📌 نویدبخش
📌 وعدههایش
📌 نذر او
جمله سازی با وَعَدَهُ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 من فهو صادق في وعده، لا يخشى مواجهة الناس بالحقيقة.
آن که در وعده خود صادق است، از مواجهه با حق توسط مردم نمیترسد.
💡 وبعد مرور بعض األيام أخبرها بأنهُ قد تسرع باعطاء وعده ُ لها بإكمال دراستهُ
بعد از چند روز، به او گفت که در دادن قول اتمام تحصیلاتش خیلی عجله کرده است.
💡 صدقهم المعلم في وعده، فأعاد إليهم الأوراق المصححة في الموعد المحدد.
معلم به وعدهاش عمل کرد و برگههای تصحیحشده را به موقع به آنها برگرداند.
💡 وعده المسؤول بالنظر في طلبه، لكنه طلب منه تقديم بعض الوثائق الإضافية أولًا.
آن مقام مسئول قول داد که درخواست او را بررسی کند، اما از او خواست که ابتدا مدارک بیشتری ارائه دهد.
💡 وكان داخل المح ّل الصديق أحمد غول بصحبة أبيه الذي كان قد وعده بحذاء جديد
داخل مغازه دوستش احمد غول به همراه پدرش بود که به او قول کفشهای جدید داده بود.
💡 وصدق الرجل في وعده، فعاد إلى أسرته قبل غروب الشمس.
آن مرد به وعده خود عمل کرد و قبل از غروب آفتاب به سوی خانواده اش بازگشت.
💡 الوعد هو أن يبقى كل شخص على وعده رغم كل المسافات واألحداث
وعده این است که همه علیرغم همه فاصله ها و اتفاقات، به وعده خود عمل خواهند کرد.