وسرت
🌐 و من رفتم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و راه رفت
📌 و سرت
📌 و راه افتادم
📌 سوار شد
جمله سازی با وسرت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وسرت السيارة ببطء في الشارع الضيق حتى لا تزعج السكان صباحًا.
ماشین به آرامی در خیابان باریک حرکت میکرد تا مزاحم ساکنین در صبح نشود.
💡 لقد ذهبت الي البيت في منتصف الليل ونفذ مني الغاز سرقت حصان وسرت به الي حفله اليسون
نصف شب به خانه رفتم و بنزین تمام کردم، بنابراین یک اسب دزدیدم و سوار بر آن به مهمانی آلیسون رفتم.
💡 وشاهدته للتو وسرت وراء الكواليس، وكان جالسًا على الدرج خلف المسرح.
من همین الان او را دیدم و به پشت صحنه رفتم، و او روی پلههای پشت صحنه نشسته بود.
💡 وسرت القافلة عبر الوادي بعد أن هدأ المطر وانكشفت الطريق للرؤية.
کاروان پس از فروکش کردن باران و نمایان شدن جاده، از میان دره به راه خود ادامه داد.
💡 وسرت الحافلة في الموعد المحدد رغم الازدحام الشديد عند المدخل الرئيسي للمدينة.
اتوبوس با وجود ترافیک سنگین در ورودی اصلی شهر، طبق برنامه حرکت کرد.