وجی
🌐 واجی
این واژه بهصورت مستقل در عربی کمتر رایج است و معمولاً به ریشه «وجه» یا صورتهای نزدیک به آن مربوط میشود. در کاربردهای متنی ممکن است به معنای «آبرومند، شریف، دارای شأن و منزلت» یا گاهی بهعنوان شکل نادر / غیرمعمول یک واژه مرتبط با «وجه» فهمیده شود.
جمله سازی با وجی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاد الموظف إلى بيته وجي الملامح بسبب التعب وكثرة المسؤوليات.
کارمند به دلیل مسئولیتهای زیاد، با ظاهری خسته و فرسوده به خانه بازگشت.
💡 دخل الطفل وجي ًا من الخوف عندما سمع الصوت المرتفع في الغرفة المجاورة.
کودک وارد شد، از سر و صدای بلند در اتاق کناری وحشت زده شده بود.
💡 جاء المسافر وجي الوجه بعد رحلة طويلة عبر الصحراء والبرد الشديد.
مسافر پس از سفری طولانی در بیابان و سرمای شدید، با صورتی ورم کرده از راه رسید.